تبليغاتX
:: قطعه چهل و پنج ::

       

درباره وبلاگ

قطعه 45 قطعه ای از بهشت زهرا سلام الله علیها ست.
آرشیو موضوعات
پیوند های روزانه
پیوند های وبلاگ
امکانات

بسم الله الرحمن الرحيم

اَللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرجَ والعافیه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خیر اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه

تبليغات

فارس به نقل از اندیشمند روس: خوشا به حال کشوری که رییس جمهورش احمدی نژاد است!

به نقل از خبرگزاری فارس، یک شرکت کننده روس که در همایش بیداری اسلامی در تهران شرکت داشت، در مقاله ای نوشت: در همایش بیداری اسلامی ‌احساس ‌کردم ‌که ‌ ‌ایران ‌به ‌رهبر ‌کشورهای ‌انقلابی جهان ‌تبدیل ‌می‌‌شود.
 هفته نامه «زافترا»، 28 سپتامبر ‌2011 مطلبی را به نقل از «آلکساندر پروخانوف» که در اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی شرکت کرده بود، منتشر کرده که در بخشی از آن الکساندر پروخانوف احمدی نژاد را چنین توصیف کرد: نه سیاستمداری که به قدرت رسیده و آرام شده باشد، نه شخص حسابگر آگاه به فناوریهای حکومتی و متمایل به استفاده از آمارها و فرمول های محتاطانه، بلکه شاعر آتشین و فیلسوف ژرف اندیش دینی و سخنران بی نظیر ، سخنرانی ای کرد که فورا توجه همه حضار را به خود جلب کرد به طوری که همه نفس در سینه حبس کرده و سخنان یک ساعته اورا گوش کردند، رییس جمهور درباره جنگ و خدا ، درباره آزادی و عدالت به عنوان حقوق حقه و طبیعی و خدادادی انسان صحبت کرد. وی توضیح داد که شور و شعف انقلابی که نصف جهان را فراگرفته است ، نتیجه مشیت الهی است که بردگان گوش به فرمان و اتباع بی تفاوت و بی بخار سابق را به رزم آوران آزادی خواه و شهدای دلیر تبدیل کرد. خوشا به حال کشوری که چنین شخصی رییس جمهور آن باشد! احساس کردم که رهبر سیاسی ایران در این لحظات به رهبر کشورهای انقلابی جهان تبدیل می شود.
لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 0:19  توسط عبد  | 

گفتا که منحرف گشت، از خط راست محمود...

گفتا که منحرف گشت، از خط راست محمود
گفتم خیالتان تخت، برنامه ای دقیق است

گفتا به روز روشن، امر ولی رها کرد
گفتم بصیرتی نیست! تحیل تان رقیق است

گفتا ندای کیهان، تکفیر و لعن او بود
گفتم چه بهتر از این؟ فرجام شان حریق است

گفتا علیه یارت، صف بسته اند حریفان
گفتم که باک مان نیست، ایمان مان عمیق است

گفتا نهایتش چیست؟ این راه پر مغیلان
گفتم شوم فدایش، یاری که بی رفیق است

گفتا که عاقبت را بر او چگونه بینی
گفتم که در نگاهم از ابتدا شهید است
 
 
از وبلاگ وبلاگ عاشقان ولایت
لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 21:17  توسط عبد  | 

احمدی نژاد اولین خاکریز

تحلیلی از استاد طاهر زاده  

 


بسمه تعالی


با عرض سلام خدمت استاد گرامی بنده مسئول واحد سیاسی پایگاه بسیج .... هستم و در این پستی که قرار گرفته‌ام یک سالی است که فعالیت دارم و گاهی اوقات با سوالات دوستان درباره‌ی اوضاع سیاسی کشور روبرو می‌شوم و الحمدلله پاسخ‌هایی تقریبا قانع کننده دارم. دو سوال دارم که خواهشمندم تفسیر خودتان را از این دو سوال به طور جداگانه بیان فرمایید: قبل از این که سوالاتم را بپرسم یک مقدمه‌ای کوتاه خدمتتان عرض می‌کنم: دیدی که در قبال سیاست دکتر احمدی نژاد این روزها برای بعضی از طرفداران ایشان به وجود آمده، از ایشان در اذهانِ دوستان فردی ساخته شده که نسبت به ریاست جمهوری 4 سال قبل چرخش 180 درجه‌ای پیدا کرده است. به گونه‌ای که من از دوستان ایشان بودم حال چنان نظرم نسبت به ایشان عوض شده که اگر بار دیگر کاندیدای ریاست جمهوری شود به ایشان رأی نخواهم داد. بنابراین با پاسخ به سوالات زیر کمک بزرگی به من و امثال هم‌فکر و هم‌نظر بنده نموده‌اید. و اما سوالات: 1- چند ماه، شاید هم چند سالی است که قضیه‌ی گروه انحرافی در صحنه‌ی سیاسی کشور به خصوص در سایت‌ها رونق گرفته، موضع گیری‌های عجیب دکتر احمدی نژاد در قبال افراد این گروه انحرافی مثل جمله‌ای که ایشان درباره‌ی آقای مشایی بیان کردند: "من آقای مشایی را 25 سال است که می‌شناسم و ایشان فردی باتقوا و پرهیزگار است". اگر آقای مشایی پرهیزگار و باتقواست صحبت‌هایی که می‌کند مثل دوستی با مردم اسرائیل، فرهنگ ایرانی و... نمی‌تواند صحبت‌های یک انسان باتقوا باشد. نظرتان در قبال این گروه انحرافی و صحبت‌های دکتر درباره‌ی این گروه را بیان فرمایید.
2- قانون گریزی‌های دکتر در طول پیدایش گروه انحرافی و در طول این دو سال ریاست جمهوریِ جدید مثل عدم انتخاب وزیر برای بعضی وزارت خانه‌ها, مدیریت وزارت خانه‌ها به طور شخصی که طبق قانون مجلس، رییس جمهور خود نمی‌تواند مدیریت وزارت خانه را بر عهده بگیرد و موظف است طبق زمانی مشخص، وزیر برای وزارت خانه‌ی مذکور معرفی کند، عدم اجرای سریع حکم حکومتی امام خامنه‌ای پیرامون برکناری مشایی از معاون اولی و اجرای این حکم پس از یک هفته، رها کردن کشور به مدت 10 روز و خانه نشینی ایشان و ... . نظرتان را هم در این مورد بیان فرمایید. با تشکر فراوان از استاد


علیکم السلام


باسمه تعالی



با این‌که از موضوعی سؤال می‌فرمایید که برای تبیین همه‌ی اضلاع آن فرصتی زیاد نیاز است سعی می‌کنم با طرح کُدهایی که به نظرم کمک می‌کند تا موضوع درست تحلیل شود، عرایضی عرض کنم.



1- بهترین راهنما در این موارد مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» هستند ملاحظه کنید درست چند روز است که آقای احمدی‌نژاد خانه‌نشینی را پیشه کرده است ولی رهبری در تاریخ 3/2/1390 در دیداری که با مردم فارس داشتند، می‌فرمایند: «مسئولین دولتی هم حقاً و انصافاً دارند تلاش می‌کنند، هم اعضای دولت، هم به‌خصوص خود رئیس جمهور، این‌ها شب و روز ندارند، من می‌بینم، من از نزدیک شاهدم، این‌ها دائم مشغول کارند، مشغول خدمت و تلاشند، خب این‌ها برای کشور خیلی با ارزش است». آیا از این جملات بوی قدردانی می‌آید یا بوی انتقاد. راستی اگر مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» از حرکات  آقای احمدی‌نژاد تقابل با خودشان و با ولایت فقیه را استنباط می‌کردند این طور شخصیت رئیس جمهور را تأیید می‌نمودند؟ آیا درست است که حرکت آقای احمدی‌نژاد را که از رهبری سؤال می‌کنند: «اگر نتوانم کار کنم می‌توانم استعفا بدهم» را باید حمل بر مقابله با ولیّ فقیه کرد؟ مگر ما در قرآن نداریم اگر کسی نتوانست روزه بگیرد برای او گناهی نیست. آیا اگر رئیس جمهور احساس کرد جریان‌های سیاسی کشور و از جمله مجلس طوری برای دولت تنگنا درست کرده‌اند که نمی‌تواند کار را ادامه دهد و از آقا بخواهد مدتی به او فرصت دهند تا در مورد ادامه ی کار فکر کند, این مقابله با ولایت فقیه است؟ در ولایتمداری آقای احمدی نژاد همین بس که وقتی در یازدهمین روز خانه نشینی‌اش رهبر انقلاب (روز شنبه 10 اردیبهشت) فرمودند: «هرگونه اقدامی که موجب خوشحالی و جنجال دشمنان و ناراحتی دوستان شود مذموم است و باید از آن پرهیز شود» روز یکشنبه در جلسه‌ی هیئت دولت حاضر می‌شوند.



2- مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در دیداری که در 8/3/1390 با نمایندگان مجلس داشتند فرمودند: «نگویید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد، بنده به ضعف‌ها آگاهم. شاید بنده بعضی از ضعف‌ها را هم بدانم که خیلی‌های دیگر ندانند، با وجود این ضعف‌ها، آن چیزی که امروز در قوه‌ی مجریه وجود دارد، یک شاکله‌ی خوب و مطلوب است». ملاحظه کنید آقا علاوه بر این‌که می‌فرمایند شاکله‌ی دولت خوب است، می‌فرمایند: مطلوب است. این نشان می‌دهد مقام معظم رهبری از دولت راضی هستند، چون می‌توانستند فقط با واژه‌ی «خوب» است مسئله را تمام کنند تا فقط دولت را به عنوان یک نهادِ نظامِ اسلامی تأیید کرده باشند، ولی با گفتن «مطلوب» دارند به حزب الله کُد می‌دهند که فریب جوّ موجود که عمدتاً سیاسی است را نخورند. در همین جلسه فرمودند در کشور دارد کار انجام می‌گیرد و به مجلس توصیه کردند: «انسان نگاه کند ببیند دولت چه طوری می‌تواند عمل کند، چه جوری بهتر می‌تواند عمل کند، قانون را تنظیم کند». از این جمله‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» استفاده می‌شود که بعضی از قوانینی که مجلس تصویب می‌کند قابل اجراء نیست و بعد هم به اسم این‌که قانون است و دولت باید آن را اجرا کند چماق قانون‌گریزی بر سر دولت کوبیده می‌شود که اگر دنبال کنید نمونه‌های فراوانی هست از جمله موضوع وزرات ورزش بود که از یک طرف دولت باید وزیر معرفی کند از طرف دیگر تا شرح وظایف وزارت‌خانه‌ی جدید معلوم نشود و مورد تصویب مجلس قرار نگیرد معلوم نیست دولت آن وزیر را بر اساس کدام شرح وظایف به مجلس معرفی نماید.


3- بنا به فرمایش آیت‌الله حائری شیرازی در روز سه‌شنبه 5/5/90 در جمع دانشجویان «طرحِ ولایت» در دانشگاه اصفهان «از روح سخنان رهبری هرگز موضوع ضد ولایت فقیه‌بودن آقای احمدی‌نژاد بر نمی‌آید. این یک نقشه است که با خطاکار جلوه‌دادن آقای احمدی‌نژاد، رهبری را زیر سؤال ببرند، که از اول احمدی‌نژاد خطاکار بود و رهبر اشتباه کرده که او را تأیید کرده، پس رهبری نمی‌تواند ادامه‌ی کار بدهد» بر همین اساس می‌خواهم عرض کنم آلوده‌ترین اتهام به آقای احمدی‌نژاد ضد ولایت فقیه‌بودن ایشان است. به گفته‌ی آقای احمدی‌نژاد: «هدف آن‌ها این است که خاک‌ریز را بزنند و بعد از ریختن خاک‌ریز به سراغ حضرت آقا بروند ولی بنده کوتاه نخواهم آمد چون این‌جا بحث احمدی‌نژاد نیست بلکه هدف نهایی آن‌ها، خود آقا است».(سایت آفتاب نیوز، شنبه 10 اردیبهشت 90)



4- عنایت بفرمایید که طرح «جریان انحرافی» اسم رمز عملیات روانی و جنگ نرم علیه دولت آقای احمدی‌نژاد است با یک محور فرضی که ذهن‌ها برود روی آقای مشایی. نمی‌توان نامه‌ی آقای هاشمی قبل از انتخابات به رهبری را که آقای احمدی‌نژاد را همان بنی‌صدر می‌داند فراموش کرد در حالی که مقام معظم رهبری باره‌ها از دولت آقای احمدی‌نژاد و شخص رئیس جمهور تأیید کرده بودند که انقلاب را به مسیر اصلی‌اش برگرداند. جای پای طرح «جریان انحرافی» و نسبت آن به دولت احمدی‌نژاد را اولین بار در سخنان آقای هاشمی و سایت ایشان می‌توان پیدا کرد. سایت ایشان در 3/12/89 می‌نویسد: «هشدارهای آیت‌الله هاشمی در سال 87 از ظهور جریان انحرافی» آقای هاشمی در 11/12/89 می‌گوید: «اسلام ایرانی هم امام زمانش دروغ است هم کورش کبیرش». در 16/1/90 می‌گوید: «اگر به جریان انحرافی فرصت بدهیم کشوری غرق در تفرقه و اختلافِ داخلی همچون سودان و یمن می سازند». سایت آقای هاشمی می کوشد تا جبهه‌ی مخالفان دولت را ذیل عنوان مخالفت با جریان انحرافیِ معتقد به مکتب ایرانی جمع‌آوری و سازماندهی کند، در حالی‌که مقام معظم رهبری در جمع اعضای جامعه‌ی مدرسین که آن‌ها بحث مشایی را پیش می‌کشند می‌فرمایند: «دولتمردان فعلی حرف حق و حرف نظام و حرف انقلاب را می‌زنند و جای نگرانی نیست ... برداشتم این نیست که منظور آن‌ها در طرح مکتب ایرانی، مقابل قراردادن ایرانیت در مقابل اسلامیت باشد» عجیب این است که نیروهای حزب الله تحت تأثیر جریان آقای هاشمی قرار می‌گیرند. از یک طرف آقای هاشمی می‌گوید: «دست بهائی‌ها پشت فتنه‌ی اسلام ایرانی است»، از طرف دیگر حاج منصور ارضی در مراسم شب قدر مسجد ارک تهران می‌گوید: «تفکر مشایی تفکر بهائیت و یهودیت است».
صحبت مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در نماز جمعه‌ 29 خرداد سال 88 ریشه‌ی بسیاری از مسائل امروز جامعه‌ی ما را روشن می‌کند. ایشان در آن سخنرانی فرمودند:     «من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف نظر داریم، که طبیعی هم هست... بین ایشان و بین آقای رئیس جمهور [آقای احمدی‌نژاد] از همان انتخاب سال 84  تا امروز اختلاف نظر بود، الآن هم هست، هم در زمینه‌ی مسائل خارجی اختلاف نظر دارند، هم در زمینه‌ی نحوه‌ی اجرای عدالت اجتماعی، اختلاف نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف نظر دارند، و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیک‌تر است». ملاحظه کنید از یک طرف آقا دولت آقای احمدی‌نژاد را به شکل‌های مختلف تأیید می‌کنند و آقای هاشمی هم از طرف دیگر بر خلاف نظر آقا، دولت را به شکل‌های مختلف تخریب می‌کند.


5- از نوع شایعه‌هایی که نسبت به آقای احمدی‌نژاد پراکنده می‌شود و از دروغ‌بودن آن می‌توان متوجه شد که جریان تخریب دولت به بهانه‌ی آقای مشایی شدیداً سیاسی است و اصول‌گرایی حزبی بنا دارد او را به عنوان یک رقیب سیاسی از صحنه‌ی سیاسی کشور خارج کند. اصول‌گرایی حزبی با نفوذی که در بین مذهبی‌ها دارد کار خود را ادامه می‌دهد و آن‌قدر در این مورد صورت حق به جانب و مذهبی‌بودن به خود می‌گیرد که شخص محترمی مثل آیت‌الله نمازی امام جمعه‌ی کاشان با این تصور که آنچه توسط افرادِ به ظاهر موثق گفته می‌شود قابل اعتماد است، ایشان در درس خود به استناد آن اخبار، سخنی را مطرح کردند که دفتر مقام معظم رهبری و سپاه پاسداران مجبور شدند آن را تکذیب کنند. حال حساب کنید بقیه‌ی مذهبی‌های ما در چه شرایطی قرار دارند که هیچ احتیاطی در پذیرش شایعات و نقل آن‌ها ندارند.


6- جریان اصول‌گرایی حزبی به امید طرح همین شایعات و همه‌گیرکردن آن‌ها و پذیرش آن شایعات توسط حزب الله، موضوع قانون‌گریزی دولت را و موضوع عدم تمکین رئیس جمهور از  رهبری در مورد آقای مشایی را مطرح کردند و آنقدر تکرار نمودند تا در اذهان عمومی جای‌گیر شود در حالی‌که هیچ موردی اثبات نشده که دولت به طور مشخص قانونی را زیر پا گذارده. در موردی که اشاره کرده‌اید شکل قانون طوری است که جایی برای عملی که رئیس جمهور انجام دادند گذارده بود و تا حال هم پیش نیامده بود تا لازم باشد از شورای نگهبان استفسار کنند. دولت معتقد بود از آن‌جایی که قانون این حق را به رئیس جمهور می‌دهد تا برای مدت سه ماه برای وزارتخانه‌ای سرپرست تعیین کند، پس شخص رئیس دولت خودش می‌تواند سرپرستی وزراتخانه‌ای را به عهده گیرد و بعد هم که شورای نگهبان مشخص نمود برداشت آن‌ها  از قانون آن است که باید دولت سرپرست تعیین کند و شخص رئیس دولت خودش نمی‌تواند سرپرست باشد، آقای رئیس جمهور سرپرست تعیین کردند. اگر تمام مواردی را که تحت عنوان قانون‌گریزی دولت مطرح شده درست کالبدشکافی کنید ملاحظه می‌فرمایید پشت قضایای اتهام قانون‌گریزی انگیزه‌ی سیاسی نهفته است و ای کاش فرصت بود تا یک‌یک موضوعات تبیین می‌گشت تا معلوم شود بی‌انصافی از حدّ گذشته است و جریان اصول‌گرایی حزبیِ مجلس و اصلاح‌طلبان مجلس دست در دست هم داده‌اند تا اراده‌ای را تخریب کند که می‌خواهد انقلاب را از فضایی که آقای هاشمی و خاتمی پیش آورده‌اند برهاند حتماً می‌دانید که بعد از عدم رأی اعتماد به وزارت آقای سجادی به عنوان وزیر ورزش بعضی از نمایندگان دیداری با مقام معظم رهبری داشتند. حضرت آقا فرمودند: حادثه‌ی مجلس، مرا ناراحت کرد، من به خدا پناه می‌برم، صریح و روشن در این جلسه به رئیس جمهور اهانت شد؛ بالاخره ایشان نفر دوم کشور است، سابقه نداشته است. این یک ظلم است. مجلسی که عصاره‌ی فضائل ملت است، باید این‌طور رئیس جمهور مملکت را هو کنند؟ این چه عصاره‌ی فضائلی است؟! بعد اشاره فرمودند: قبلاً هم چند بار به آقای لاریجانی تذکر داده‌ام که نگذارید رابطه‌ی مجلس و دولت به تنش کشیده بشود... آقای لاریجانی و هیئت رئیسه مقصر این قضایا هستند... مخالفت با مسئولان عیب ندارد. دو نوع است: منطقی و مثبت، یک روش آن است که بیایید نظر کارشناسی خود را بدهید و رد بکنید؛ نوع دوم آن، کینه‌جویانه است – که در این‌جا تعریضی به آقای توکلی داشتند که – آقای توکلی! انتقادهای شما از نوع دوم و کینه‌جویانه است. بعد، استیضاح آقای صالحی را مثال می‌زنند و به آقای توکلی انتقاد می‌کنند، بعد به آقای لاریجانی می‌فرمایند: آقای لاریجانی! این بساط هوچی‌گری را در مجلس جمع کنید. آقای حسینیان نماینده‌ی شیراز در سخنرانی خود در شیراز این جمله را اضافه می‌کند که« من رهبری را هیچ وقت به این ناراحتی ندیده بودم ایشان فرمودند:مجلس رذالت نشان داد.».



7- در موضوع توصیه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای«حفظه‌الله» نسبت به عدم به‌کارگیری آقای مشایی به عنوان معاون اولی همین قدر به اطلاع جنابعالی می‌رسانم که جناب آقای احمدی‌نژاد پس از آن‌که آقای مشایی را از معاونت اولی برداشتند با چهار تشکل دانشجویی چندین ساعت صحبت کردند و برای همه روشن نمودند که نه از طرف رهبری حکم، حکمِ ولایتی بوده و نه از طرف آقای احمدی‌نژاد عدم تمکین صورت گرفته، زیرا بعد از آن‌که مجمع روحانیون مجلس خدمت آقا می‌رسند و از انتصاب آقای مشایی به عنوان معاونت اول رئیس جمهور ابراز ناراحتی می‌کنند، حضرت آقا در یک برگه یادداشتِ محرمانه به  آقای احمدی‌نژاد می‌نویسند که این کار موجب دلسردی دوستان می‌شود. آقای احمدی‌نژاد در جمع تشکل‌های دانشجویی شرح دادند که این معمول بود که آقا یادداشت‌ها و توصیه‌هایی می‌فرمودند و ما در جلسه‌ی هفتگی که خدمت آقا داشتیم مسئله را شرح می‌دادیم و اگر پس از آن، نظرِ آقا همان بود که فرموده  بودند عمل می‌کردیم. ولی متأسفانه روزنامه‌‌ها و سایت آقای احمد توکلی موضوع را شکل دیگر مطرح کردند. نباید از خود بپرسیم مگر آقا حکم حکومتی را در یک یادداشت و به صورت محرمانه به رئیس جمهور می‌دهند و یا حکم حکومتی به صورت رسمی و توسط دفتر رهبری اعلام می‌شود؟
هنر ما در همه‌ی این موارد آن است که نگذاریم موضوعات با قرائت جریان اصول گرایی حزبی به ما برسد در مورد دوستی با مردم اسرائیل که آقای مشایی اظهار کرد و نظرش آن بود که مردم آن کشور غیر دولت آن کشور است، مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در عین آن‌که در خطبه‌ی نماز جمعه ی شهریورماه 87 برای یهودیان و مسیحیان فلسطین اشغالی حق قائل شدند سخن آقای مشایی را حرف غلطی دانستند ولی نه به این معنا که حالا آقای مشایی طرفدار فلسطین اشغالی شده باشد به همین جهت در ادامه فرمودند: آن را وسیله‌ای قرار ندهند و مسئله‌ سراسر کشور بشود.


8- اگر موضوع طرح جریان انحرافی را دنبال کنید بهتر متوجه می‌شوید موضوع سیاسی است چون بالاخره معلوم نشد انحراف این جریان ساختگی، مالی است یا سیاسی و یا عقیدتی و یا امنیتی. آقای دکتر عبدالرضا داوری (معاون سابق خبر سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي ) می‌گفتند من خودم ازآقای مشایی شنیدم که گفت: من 15 سال پیش در یک جلسه‌ای بودم که بعد فهمیدم یکی از حاضران آن جلسه عباس غفاری مشهور بوده که می‌گویند جن‌گیر و رمّال است و گفته بود من اصلاً آقای یعقوبی را که می‌گویند استاد بنده است در پیش‌گویی‌ها، نمی‌شناسم. وقتی سوء ظن بنده در سیاسی‌بودن جریان طرح جریان انحرافی بیشتر شد که فیلمی از سخنان آقای مشایی پخش کردند که آقای مشایی در آن می‌گوید: دوره‌ی اسلام مثل دوره‌ی اسب تمام شده. به صورتی منقطع و درست با گفتن همین جمله شروع می‌شود،تا کسی در فضای قبلی صحبت قرار نگیرد در حالی‌که جهت قضاوت بینندگان شایسته بود لااقل چند دقیقه قبل از آن جمله در معرض دید بینندگان قرار گیرد تا بتوانند درست قضاوت کنند. این ها همه سخن آفای احمدی نژاد را تایید می کند که می فرمایند «این اتهامات و پرونده ها سیاسی است»
با دقت روی سخنان آقای احمدی‌نژاد به‌خصوص سخنان روز چهارشنبه 8/4/90 که از هیئت دولت بیرون آمدند و در مورد بعثت پیامبر«صلواة‌الله‌علیه» صحبت کردند بر می‌آید از عمق معرفتی و عقلی بالایی برخوردارند و نسبت به حقایق کلی در عالم غیب فهم و حضور خوبی دارند. آیت‌الله‌جوادی«حفظه‌الله» می‌فرمودند: شیطان نمی‌تواند از حدّ خیال انسان‌ها بالاتر بیاید و به عقل انسان‌ها دست‌درازی کند و جادوگران به کمک شیطان می‌توانند در خیال افراد تصرف کنند. پس از شنیدن صحبت های آقای احمدی‌نژاد به دوستان عرض کردم آیا می‌توان گفت چنین کسی که تا این  حدّ  در مرتبه‌ی تعقل و تفکر است، تحت تأثیر رمّال و جادوگر باشد؟.
آقای احمدی‌نژاد زاییده‌ی تفکر بی‌اعتنایی به چپ و راست و حاصل فکر توده‌ی مردم ولایی و معتقد به امام و رهبری و جریان زنده‌ی عدالت است و آنچه این روزها بر سر او می‌آید انتقامی است که به جهت مواضع ضدِ غربی‌اش از اوگرفته می‌شود. آیا کسانی‌که طعم تلخ روزهای حاکمیت حزب کارگزاران و حزب مشارکت را چشیده‌اند می‌توانند ناظر زمین‌خوردنِ خدمت‌گذاری از فرزند ملت باشند که با طرح سؤالاتی در مورد هولوکاست زلزله در ارکان جهان غرب انداخت و ثابت کرد ریشه‌ی پایه‌گذاری اسرائیل در خاور میانه در کدام سیاست قرار دارد؟
عنایت داشته باشید در فضایی قرار داریم که در یک طرف سخن ها و شایعات فراوان در میان است و در طرف دیگر با سکوت آقای احمدی نژاد روبروئیم . اگر آقای احمدی نژاد علت برکناری مثلا آقای صفار هرندی را بگوید ممکن است به شخصیت آقای صفار به عنوان یکی از نیروهای انقلاب ضربه بخورد و لذا تقوی اقتضا می کند که سکوت کند و در همین راستا تقوا اقتضا می کند که ما نیز هیچ قضاوتی ننمائیم زیرا سخن دو طرف را نشنیده ایم.
حرف بسیار است و هر حرفی هم حرف‌ها‌ در پی خود دارد. به نظر بنده بهترین کار آن است که سخت متوجه رهبری باشیم و از سخنان ایشان و روحی که در فضای سخنان ایشان حاکم است استفاده کنیم.
بنده حضورِ جبهه‌ی پایداری با عضویت بهترین نیروهای ارزشی انقلاب که متوجه شده‌اند جریان سوم تیرماه سال 1384 را باید حفظ کنند و ادامه دهند، به فال نیک می‌گیرم وآن را نشانه‌ی هوشیاری آن عزیزان می دانم که متوجه اند سوم تیرماه سال 84 نه جریان اصلاح‌طلبِ التقاطی است و نه جریان اصول‌گرایی حزبی. ولی عزیزان باید متذکر باشند همان‌طور که تئوری ولایت فقیه قبل از حضرت امام نیز مطرح بود ولی شخصیتی که آن را به حیات اجتماعی ما وارد کرد حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالي‌عليه» بود و مسلّم با سرداری امام خمینی بود که این اندیشه‌ی بزرگ حیات اجتماعی به خود گرفت و اجتماع را جلو برد و نیز همان‌طور که فتنه‌ی سال 88 که از بیست سال قبل برای هدم نظام اسلامی طراحی شد و با رهبری حکیمانه‌ی مقام معظم رهبری خنثی گشت و اگر سرداری ایشان نبود معلوم نبود عزم ملت حزب الله به‌تنهایی می‌توانست این فتنه را خاموش کند، و همان‌طور که اگر در مقابل آقای موسوی، آقای احمدی‌نژاد نبود هیچ‌یک از نیروهای مطرحِ اصول‌گرا توانایی مقابله با حیله‌های موسوی را نداشتند و او رأی ملت را به نفع خود مصادره می‌کرد و کشور را چهارسال با انواع بحران‌ها مواجه می‌نمود، و همان طور که جبهه سوم تیرماه برای عبوردادن انقلاب از جریان‌های چپ و راست که انقلاب را بین خود تقسیم کرده بودند و غرب‌زدگی را در رگ و پوست انقلاب  جاری کرده بودند بدون حضور آقای احمدی‌نژاد ممکن نبود. بر اساس آن‌که علت محدِثه همان علت مُبقیه است، باید تمام سعی‌مان را به‌کار گیریم تا سردارِ سوم تیرماه سال 84 به میان آید وگرنه جبهه‌ی پایداری به مقاصد عالیه‌ای که در احیای انقلاب مدّ نظر دارد نایل نمی شود. عنایت داشته باشید اگر سردارِ سوم تیرماه 84 به صحنه آید نتیجه ده برابر آن  می شود که عزیزان می‌خواهند منهای آقای احمدی‌نژاد به آن برسند. در آن صورت است که می توان امید داشت در انتخاباتی که در پیش داریم  بر تفکر آقای هاشمی که در بسیاری از امور نفوز کرده است  غالب شد. یقین بدانید شخص آقای احمدی‌نژاد و تفکری که بر او می‌گذرد به اندازه‌ی یک بند انگشت از آقای احمدی‌نژاد سال 84 تغییر نکرده است. سعی شود موضوع را ماوراء جوّی که ساخته شده است بنگرید و دیدبان را در میانه آورید.
آیت الله حائری شیرازی که به دلیل کسالت در بیمارستان نمازی شیراز بستری هستند در نامه‌ای که اخیرا (تاريخ: ۱۳ مرداد ۱۳۹۰)  به آقای مشایی از جامع نبودن نگاه‌ها و دیدگاه‌های وی نسبت به مسائل مختلف انتقاد کردند، در مقدمه آن نامه می نویسند. «کسانی که به رئیس جمهور هتک حرمت می کنند گمان نکنند از رئیس جمهور عبور کرده اند آنها از رهبری عبور کرده اند».  ( پایگاه تحلیلی خبری 598  سیزده مرداد سال 1390) 


موفق باشید

 

استاد طاهر زاده

منبع:(به همراه آشنایی با استاد طاهر زاده)

http://lobolmizan.ir/index.php?action=show_news&news_id=457

لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 12:44  توسط عبد  | 

آیت الله حائری شیرازی حفظه لله:

کسانی که به رئیس جمهور هتک حرمت می کنند، گمان نکنند از رئیس جمهور عبور کرده اند، آنها از رهبری عبور کرده اند

لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 1:47  توسط عبد  | 

یک توصیه تاریخی و قابل تامل از نائب امام زمان (عج):


من یك بار در یك صحبتى، صبر امام حسین (علیه السّلام) را تشریح كردم. صبرش فقط این نبود كه بر تشنگى صبر كند، بر كشته شدن یاران صبر كند؛ اینها صبرِ آسان است.


صبرِ سخت‌تر این است كه
دیگران،
افراد صاحب نفوذ،
افراد آگاه،
افراد محترم هى بگویند آقا نكنید،
این كار غلط است،
این كار خطرناك است.
هى ایجاد تردید كنند.

كى‌ها؟

افرادى مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبیر، عبدالله عباس؛ این شخصیتهاى برجسته‌ى بزرگ آن روز دنیا،

آقازاده‌هاى مهم اسلام،
اینها هى بگویند نكن این كار را.

*بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران...13تیرماه90*



لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 10:57  توسط عبد  | 

جرياني خطرناك تر از فتنه88 يا فقط اختلاف نظر و سليقه!

گاهی اوقات وقتی موضوعی در فضای تبلیغاتی و سخنوری کشور بایکوت می شود، به خودم شک می کنم که شاید اشکال از گیرنده های بنده باشد، اما وقتی مطمئن می شوم به آنچه می فهمم، چاره ای جز گفتن و نوشتن نیست.

- تعجب می کنی از اینکه الف و جهان و تابناک، مطلبی تحلیلی بر سخنان رهبری در 13/4/90 منتشر نمی کنند، کیهان از بین آن همه سخنان مهم، تیتری خنثی را انتخاب می کند و در همه 3 روز بعد از این سخنان در هفته گذشته، هیچ نکته و یادداشتی نمی نویسد. و البته رجانیوز به طائب و ذوالنور هشدار دلسوزانه می دهد، اما بر اصل سخنان رهبری تحلیلی منتشر نمی کند که بالاخره منظور رهبری از کسانی که حرف غلط می زنند اما مقابل نظام نایستاده اند، چه کسانی است؟ و رهبری کدام برخورد غلط را دارند نقد می کنند؟

- چرا تقریباً همه(از جمله امامان جمعه قم و تهران در خطبه های امروز) از عنوان کلی پرهیز از اختلافات سخن می گویند، اما به این فراز سخنان رهبری مبنی بر « لزوم تفكیك میان اختلاف نظر با ایستادگی یك جریان در مقابل نظام» هیچ اشاره ای نمی شود؟

مواضع مقام معظم رهبری در 13 تیر در دیدار با فرماندهان سپاه و قبل تر از آن در در 14 خرداد و 6 تیر، واجد نکاتی دقیق، مهم و روشنگر و فصل الخطاب گونه درباره بعضی مباحث جاری کشور در زمینه جریان انحرافی است. اگر تا دیروز شخصیت حقوقی یا حقیقی افراد مختلف دینی و سیاسی مانع از آن می شد که با قاطعیت قضاوتی کرد، اما بیانات رهبری تکلیف را روشن کرده است و این بار مصادیقی دیگر در میدانی از جنس دیگر برای آزمون میزان ولایتمداری به وجود آمده است تا روشن گردد که آزمون ولایتمداری تنها برای عده ای خاص نیست.

موضوع بحث، تبرّی احمدی نژاد و مشایی و دیگران از ضعف و نقص و انتقاد و فکر و حرف و شیوه غلط نیست، بلکه سخن این است که چندین ماه است که بر موضوعی به نام «جریان انحرافی» مانور داده می شود که این جریان با انحرافی عمیق در مقابل نظام و انقلاب و اسلام و رهبری ایستاده است. اما دقت در بیانات اخیر مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان سپاه در 13/4/90، نشان می دهد که تشخیص و نگاه ایشان بسیار متفاوت با نگاه غالب در فضای تبلیغاتی و رسانه ای و سخنوری و منبری جامعه است.

بیانات ایشان به صراحت نشان می دهد که آنچه را یک عده ای «جریان»، و «انحراف»، و «ایستادگی» این جریان انحرافی در مقابل نظام و انقلاب و رهبری تعبیر می کنند و آن را همسنگ و همراه و چه بسا خطرناک تر از فتنه 88 می دانند و به تبع آن باید همه جا این انحراف و این ایستادگی را بازگو و روشنگری کرد، و همه باید موضع بگیرند و ... ، اما ایشان معتقدند که نه جریان است و نه ایستادگی و براندازی، بلکه « اختلاف نظر یا سليقه، یا عقيده»ای است که یک طرف این اختلاف ممکن است «حرف غلط»ی زده باشد:

« يك وقت هست كه يك جريانى در مقابل انقلاب مى‌آيد قد علم ميكند به قصد كوبيدن انقلاب، خب، وظيفه‌ى هر كسى است كه دفاع كند. انقلاب از خودش دفاع ميكند، مثل هر موجود زنده‌ى ديگرى. اين انقلاب زنده است؛ لذا از خودش دفاع ميكند، غالب هم ميشود، پيروز هم ميشود، برو برگرد هم ندارد؛ كمااينكه در سال 88 ديديد اين كار اتفاق افتاد.

يك وقت نه، قضيه، قضيه‌ى ايستادگى در مقابل يك حركت براندازانه و اينچنين نيست؛ اختلاف نظر، اختلاف سليقه، اختلاف عقيده احياناً است. اينها را بايستى هرچه ممكن است فرو كاست. اينجور چيزها را هرچه ممكن است بايد كم كرد. مشتعل كردن اين اختلاف نظرها مضر است.» (دیدار با فرماندهان سپاه-13/4/90)

و بحث انحراف عمیق هم مطرح نیست، بلکه اگر «حرف غلط»ی هم در بین این اختلاف عقیده ها وجود دارد، باید در مورد آن تبیین و روشنگری کرد، اما از راه و شیوه خودش:

« يك مسئله اين است كه اگر يك كسى يك حرف غلطى زد، آيا كسى بايد به او جواب بدهد يا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شيوه‌ى خودش را دارد، راه خودش را دارد، كار خاص خودش است. يك وقت هست كه حالا كه كسى يك حرف غلطى زد، ما بيائيم مثلاً صدجا اين حرف غلط را تابلو كنيم، شعار كنيم كه آقا، فلانى اين حرف غلط را زد، تا همه بدانند. اين است كه اشتباه است، خطاست. من با حركت روشنگرانه از سوى هر كسى، از سوى هر نهادى، هيچ مخالفتى ندارم، بلكه علاقه‌مندم و معتقدم به مسئله‌ى تبيين. اما اين معنايش اين نيست كه ما به اختلافات درونى، هى دامن بزنيم. مراقب باشيد. اين را همه بايد مراقب باشند؛ در جريانهاى سياسى، در جريانهاى گوناگون فكرى و سليقه‌اى مطلقاً مشتعل كردن فضا مناسب نيست.» (دیدار با فرماندهان سپاه-13/4/90)

سیاق جملات و کلمات به وضوح نشان می دهد که منظور ایشان از اختلافات، فقط اختلاف بین قوا در عرصه اجرا نیست، بلکه موضوع بحث دقیقاً ناظر به مباحث «نظر» و «عقیده» و «حرف غلط» است:

« حركت، حركت متين، مستدل و مستند باشد. اگر كسانى اختلاف‌نظرهائى دارند، با استدلال بيان كنند. عرض كردم، من معتقد به تبيين هستم. كار انقلاب از اساس با تبيين، روشنگرى، بيان منطقى، مستدل و دور از هو و جنجال بود. اگر هو و جنجال وارد شد، حرف منطقى را هم خراب خواهد كرد. ممكن است چهار نفر جذب شوند، اما چهار نفر آدم هوشمندتر دفع ميشوند.» (دیدار با فرماندهان سپاه-13/4/90)

و البته اگر بر رفتار و عمل و حرفی، عنوان مجرمانه ای صدق کند، دستگاههای مسوول باید آن را پیگیری کنند، نه هر کسی برای خودش بازپرس و دادستان و قاضی بشود:

« اگر به نام انقلابيگرى، به نام عدالت‌خواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به كسانى كه از لحاظ فكرى با ما مخالفند، اما ميدانيم كه به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت كرديم، آنها را مورد ايذاء و آزار قرار داديم، از خط امام منحرف شده‌ايم.

در كشور آراء و عقايد مختلفى وجود دارد. اگر چنانچه يك عنوان مجرمانه‌اى بر يك حركتى، بر يك حرفى منطبق شود، اين عنوان مجرمانه البته قابل تعقيب است؛ دستگاه‌هاى موظف بايد تعقيب كنند و ميكنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌اى نباشد، كسى است كه نميخواهد براندازى كند، نميخواهد خيانت كند، نميخواهد دستور دشمن را در كشور اجرا كند، اما با سليقه‌ى سياسى ما، با مذاق سياسى ما مخالف است، ما نميتوانيم امنيت را از او دريغ بداريم، عدالت را دريغ بداريم؛ «و لايجرمنّكم شنئان قوم على الّا تعدلوا».

قرآن به ما دستور ميدهد و ميگويد: مخالفت شما با يك قومى، موجب نشود كه عدالت را فرو بگذاريد و فراموش كنيد. «اعدلوا»؛ حتّى در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهيد. «هو اقرب للتّقوى»؛(مائده: 8) اين عدالت، نزديكتر به تقواست. مبادا خيال كنيد تقوا اين است كه انسان مخالف خودش را زير پا له كند؛ نه، عدالت ورزيدن با تقوا موافق است. همه هوشيار باشيم، همه بيدار باشيم.»(سالگرد ارتحال امام-14/3/90)

و اضافه کنید به سخنان بالا، هشدارها و مواضع اخیر ایشان در باب نام بردن از متهمان و مجرمان:

« صرف متهم شدن كه جرم نيست. به هر كسى ممكن است يك اتهامى وارد شود. تا وقتى كه از طريق قانونى جرم ثابت نشده است، نه در خود قوه، نه در بيرون قوه، نه در تريبونها و منبرهاى رسمى، نه در وسائل ارتباط جمعى، كسى حق ندارد آبروى يك مسلمانى را ببرد؛ اين بسيار مسئله‌ى مهمى است. تا وقتى جرمى ثابت نشده است، قطعاً نبايستى كسى را در معرض قرار داد؛ در معرض اتهام هم نبايد قرار داد؛ چون وقتى گفتيد متهم است، افكار عمومى تفكيك نميكند بين متهمى كه هيچ گناهى نكرده است، با آن كسى كه شواهدى بر گناه او وجود دارد. حتّى بعد از اثبات جرم هم چه لزومى دارد؟ عرض كردم، مگر يك موارد خاص؛ «و ليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين».(نور: 2) چند موردِ اينجورى داريم.

چه لزومى دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر كنيم تا بچه‌ى اين آدم كه دارد مدرسه ميرود، ديگر رويش نشود مدرسه برود؟ چه اشكال دارد كه اين مدتِ زندانش را بگذراند، بيايد بيرون، خودش و خانواده‌اش زندگى عادى‌شان را ادامه دهند؟ خب، جرمى كرد، مجازات شد، تمام شد ديگر. بايد حتماً آبروريزى بشود؟»(دیدار با مسوولان قضایی-6/4/90)


آنانی که معتقدند این نگاه به بیانات رهبری اشتباه است، پس:

- سخنان رهبری با این صراحت، ناظر به کدام بحث است که در آن باید «بخصوص سپاه مراقب باشد» که مانند دیگر «دستگاههای انقلاب»، «سرشان گرمِ كارهاى غيرمفيد و احياناً مضر در اين حركت پيشرونده نشود»؟

- رهبری «مشتعل کردن فضا» در کدام «جریانهای فکری و سلیقه ای» را نهی می کنند؟

- چرا رهبری «اختلاف نظر و سلیقه و عقیده» را با جریان فتنه 88 که مقابل نظام ایستاد، مقایسه می کنند؟

- چرا بلافاصله درباره چگونگی «تبیین و روشنگری پیرامون یک حرف غلط» صحبت می کنند؟

- در کدام قضیه به جای «بيان منطقى و مستدل»، «هو و جنجال» وارد مباحث شده است؟

- منظور رهبری از کسانی که حرف غلط می زنند، اما مقابل نظام نایستاده اند، چه کسانی است؟

 

سخن در این است: آنجا که رهبری اعلام موضع می کنند، تشخیص ایشان بر تشخیص هر فرد دیگری اولویت دارد. هر شخصیت حقوقی یا حقیقی دیگری که باشند، منصوب و نماینده ایشان باشند یا خیر، رهبری از آنها تقدیر و تعریف کرده باشند یا خیر، مهم نیست، زیرا تنها تشخیص و نظر صریح رهبری است که حجیت دارد. و دلیل آن هم بحث مفصلی دارد که مجال دیگری می طلبد، اما همین بس که ایشان رهبر و ولی جامعه هستند، و به این دلیل بعنوان ولی فقیه انتخاب شده اند و باقی مانده اند که از دیگران کمتر اشتباه می کرده اند، بصیرت و مدیریت و تدبیر و احاطه و ... ایشان از دیگران بیشتر بوده و هست. پس آنجا که اوضاع روشن نیست، اطلاعات کم است، فضا غبارآلود است، حرف او است که باید فصل الخطاب باشد.

البته این حرف، به این معنا نیست که هیچ کس نمی تواند اظهار نظر کند، بلکه همه می توانند در چارچوب اصول عقلی و شرعی، بحث و استدلال کنند و هر کسی می تواند نظری برای خودش داشته باشد، اما آنجا که نوبت به عرصه عمل می رسد و باید مبنایی برای یک موضع گیری عمومی و یک حرکت مشترک وجود داشته باشد، واضح است که یک نظر باید مبنا و معیار قرار گیرد.

یک عده ای هم بحث مصلحت اندیشی را مطرح نکنند. چرا که رهبری به صراحت اعلام کرده اند یا در موضوعی سکوت می کنند و یا اگر موضعی بگیرند، این موضع با آنچه در دل است و پشت پرده است، مغایرتی ندارد:

« ميگويند آيا ما هم بايد مثل رهبرى موضع بگيريم يا نه؟ خوب، رهبرى يك تكليفى دارد، ما يك تكليف ديگر داريم. ببينيد، نبادا كسى تصور كند كه رهبرى يك نظرى دارد كه برخلاف آنچه كه به عنوان نظر رسمى مطرح ميشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصين، آن نظر را منتقل ميكند كه اجراء كنند؛ مطلقاً چنين چيزى نيست. اگر كسى چنين تصور كند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه كبيره‌اى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همينى است كه صريحاً اعلام ميشود؛»(دیدار با دانشجویان-31/5/89)

و امروز عرصه ای دیگر برای آزمون ولایتمداری وجود دارد. گمان بعضی این است که این آزمونها برای کارگزاران نظام است و برای من وبلاگ نویس و سایت گردان و روزنامه نگار و سخنران و منبری و امام جمعه و نماینده مجلس و فعال سیاسی و دانشجو و استاد و طلبه و...، آزمونی وجود ندارد. و اگر امروز من تشخیص خودم را بر تشخیص رهبری ترجیح بدهم و نتوانم فلان خبر و شایعه و اتهام اثبات نشده را منتشر نکنم و نسبت ندهم و پیامک نفرستم، فردا که قدرت و اختیاری پیدا کنم چه می شوم؟

البته مصادیق این تفاوت های بزرگ و مهم میان جریان تبلیغاتی کشور با مواضع رهبری بسیار است که در یادداشتی دیگر به آن پرداخته می شود. (این مطلب، می تواند قسمتی از حرفها را بگوید)

(نقل از وبلاگdaheye4.blogfa.com)

لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت 20:12  توسط عبد  | 

نظام مقتدر است و احمدي نژاد،سرباز ولايت وخادم ملت

در طول هفته هاي اخير و با ماجرايي كه بر سر عزل و ابقاي وزير اطلاعات، اتفاق افتاد، يكي از پيچيده ترين رويدادهاي سياسي كشور رقم خورد و همچنين يكي از عبرت آموزترين صحنه هاي آزمايش خواص ،به وقوع پيوست.
ظاهر ماجرا البته براي بسياري از ناظران، بسيار ساده و روشن بود، اما واقعيت آن است كه در لابلاي اين ماجراي طولاني ،سخت و پرابهام، چه بسيار كساني كه مخلصانه و بر اساس تكليف به ميدان آمده و در مقابل، چه بسيارايمانها كه بر باد رفت و چه بسيار زخم هاي كينه و دشمني كه سر باز كرد و چه بسيار، تزويرهايي كه در پوشش دفاع از حقيقت، به شكل هاي مختلفي ، خود را نشان داد.
درباره ي اين موضوع، قبل از هر چيز بايد به اين نكته اشاره شود كه تمامي كارشناسان داخلي و خارجي، مخالفين و موافقين و همه ي نخبگان سياسي بر اين مساله اتفاق نظر دارند كه موقعيت كنوني نظام و رهبر معظم انقلاب در داخل و خارج از كشور و اقتدار ايشان، در مقايسه با تمامي دوران هاي پس از انقلاب، بي نظير و در بهترين حالت قرار دارد.
                                                                                       
عشق و ارادت آحاد مردم ايران به ولايت ، وجود روحيه ي ولايت پذيري در ميان مسئولان قوا ، جايگاه خطير و بي نظير وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، ارتش جمهوري اسلامي و همه ي دستگاه هاي نظام كه امروزه تمامي افتخار خود را در همراهي و اطاعت از رهبر انقلاب مي دانند و در خارج از كشور نيز، موج عظيم مسلمين، ايشان را بعنوان مقتدا و رهبر و مرجع خود پذيرفته اند ،نشان از جايگاه ويژه و مقتدر امام خامنه اي دارد و لذا در چنين حالت و موقعيتي، هر كس در هر جايگاه و رتبه ،بدون اتصال به ولايت، اصلا اعتباري نخواهد داشت و صدالبته بدليل وجود چنين وضعيتي،و دلايل فراواني كه بر ولايتمداري رئيس جمهور، تاكيد دارد، اين حجم از سروصدا براي اين موضوع و تبديل آن به اولين مساله ي كشور ، چه بسا ضروري نبود. خوب است در اين راستا به چند نكته توجه شود:
1- شكي نيست كه دكتر احمدي نژاد، اختلاف و يا خداي ناكرده، مشكلي با ولايت فقيه و حضرت امام خامنه اي ندارد و اين مسئله را در طول 6 سال خدمت صادقانه در مسند رياست جمهوري به اثبات رسانده و البته بارها در كلام صريح مقام معظم رهبري نيز، بر آن تاكيد شده است.
خانه نشيني 11 روزه ي دكتر احمدي نژاد ، بر اساس شواهد موجود و مطابق گفتار صريح شخص ايشان با افرادي كه در اين مدت به ديدار وي رفتند ، بدليل فشارهاي بسيار زياد از سوي افراد و جريانها و مخالفان و برخي از مسئولان و سنگ اندازيها و تهمت ها وغيره انجام گرفت.
البته براي اعتراض به اين مسائل، بدترين زمان، انتخاب گرديد و اين عمل دكتر احمدي نژاد در اين زمان ، باعث گرديد تا مخالفان و بدخواهان و حتي دلسوزان، اين خانه نشيني را بعنوان تمرد از فرمان ولي امر مسلمين تعبير كرده وبعضا برخي افراد و جريانهاي مغرض هم بيشترين بهره برداري را به نفع مقاصد خود انجام دهند.
به بيان بهتر، بر اساس شواهد قطعي در اين چند روز، مي توان باز هم بر اين نكته تاكيد نمود كه عشق و دلبستگي دكتر احمدي نژاد نسبت به ولايت فقيه و حضرت امام خامنه اي ، انكارناپذير است، ليكن انتخاب زمان خانه نشيني آنهم پس از تاكيد رهبر عزيز انقلاب بر لزوم ابقاي وزير اطلاعات، نوعي گمان غلط را در ميان بسياري، مبني بر وجود نافرماني در رئيس جمهورايجاد كرد، و اين زمان نامناسب براي بيان گلايه ها ، متاسفانه باعث بهره برداري دشمنان و تامين خوراك براي بيگانگان و خوشحالي زايدالوصف بدخواهان و صدالبته نگراني و ناراحتي دوستان انقلاب و اسلام شد.
يقينا اگر زمان و روش ديگري براي بيان گلايه هاي منطقي رئيس جمهور از سنگ اندازي و تهمت بدخواهان انتخاب مي شد ، مردم بصير، خود را ملزم به دفاع از رئيس جمهور-در چارچوب مصلحت نظام و امر ولايت- مي دانستند.
2- براي كساني كه چشمان خود را به درستي بر روي اخبار و وقايع اين ايام باز كرده بودند، كاملا واضح بود كه يك مركز فرماندهي بسيار قوي و كارآزموده، مديريت پخش شايعه و اخبار دروغ و تهمت را در سطوح مختلف جامعه - از مسئولان گرفته تا مردم عادي- بر عهده گرفته و البته بسيار موفق نيز عمل نمودند.
به اين اخبارنادرست ويا دستكاري شده كه برخي از آنها حتي در سايت هاي معتبر،روزنامه ها و مطبوعات ارزشي و اظهارات برخي نمايندگان اصولگراي مجلس و نخبگان و فعالان سياسي منتشر شد، توجه كنيد:
- احمدي نژاد استعفاي كتبي خود را به مقام معظم رهبري تحويل داده!
- احمدي نژاد براي بازگشت به كار، سه شرط را براي رهبرمعظم انقلاب تعيين كرده:(معاون اولي مشايي، اخراج مصلحي، بركناري جليلي)!
- احمدي نژاد در جلسه ي دوشنبه ي خود با مقام معظم رهبري، با الفاظي تند و بي ادبانه، نسبت به درخواستهاي خود پافشاري كرده!
- احمدي نژاد از سوي مشايي جادو شده و وضعيت رواني نامناسبي دارد!
-همسر دكتر احمدي نژاد اعلام كرده كه چندي است وي جن زده شده است!
- احمدي نژاد در صدا و سيما ممنوع التصوير شده است!
- مادر دكتر احمدي نژاد وي را نفرين كرده است!
- احمدي نژاد در ديدار با رهبر معظم انقلاب همه ي موفقيت هاي نظام را به خود نسبت داده است!
- احمدي نژاد در اظهاراتي محرمانه، جريان فتنه و سبزها را تاييد كرده است!
- احمدي نژاد بدنبال نفوذ در وزارت اطلاعات و جايگزيني عناصر مورد نظر مشايي با افراد متدين آن مجموعه بوده است!
- احمدي نژاد تحت نفوذ فردي بنام علي يعقوبي، معتقد به دوران ظهور صغرا و لزوم جداشدن از ولايت فقيه و روحانيت و مراجع است!
- احمدي نژاد بواسطه ي ارتباط با فردي بنام عباس غفاري - كه سابقه ي شيطان پرستي دارد- طلسم شده و امورات كشور را با مشورت رمال ها و جن گيرها اداره مي كند!
- اطرافيان احمدي نژاد با ارتباط گرفتن با سرويس ام آي شش انگلستان، براي دشمن كار مي كنند!
- احمدي نژاد بدنبال حذف اسلام و جايگزيني ايران باستان بجاي آن است!
-همسر و فرزندان دكتر احمدي نژاد، با اعلام برائت از وي، ايشان را تنها گذاشته و رئيس جمهور، فعلا تنها زندگي مي كند!
                                                                                     
اينها فقط گوشه اي از حجم انبوه شايعات وخبرهايي بود كه از زبان افراد و جريان هاي ظاهرا معتبر در محافل و اجتماعات بيان مي شد و خون مردم را به جوش مي آورد و معلوم نبود گفتگوهاي دونفره ي سران نظام و اخبار شخصي خانواده ي آقاي احمدي نژاد و اسرار فوق سري نهادهاي امنيتي، چگونه به گوش اين افراد رسيده و نقل و منتشر مي شد!! شكي نيست كه قطعي بودن يكي از اين خبرها، موجب انزجار مردم از رئيس جمهورمي گرديد و متاسفانه مديريت شايعه كار خود را با حجم بالا و وسيع به انجام مي رساند.در همين راستا، جزوه اي مفصل نيز در ميان مردم منتشر شد كه دكتر احمدي نژاد را فراماسونر، يهودي زاده، تازه مسلمان و... معرفي نموده و انواع تهمت ها ومطالب نادرست را به وي منتسب مي كردند.
نكته ي قابل توجه اينجاست كه در اين جنجال خبري و رسانه اي عليه رئيس جمهور- كه در آن، حتي سخنان رئيس جمهور درباره ي ولايت فقيه، كمرنگ منعكس مي گرديد- برخي از رسانه هاي معتبر و منسوب به جريان هاي ظاهرا اصولگرا نيز نقش داشته و توانستند حتي برخي از نشريات و عناصر متدين و دلسوز و ارزشي را نيز بدنبال خود بكشانند !پس از اتمام اين ماجرا برخي نزديكان دكتر احمدي نژاد نقل كردند كه وي با حالتي گريان گفته است: من دو گروه را هرگز نخواهم بخشيد، يكي افرادي كه من را يهودي خواندند و دوم گروهي كه من را ضدولايت و عنصري مقابل رهبر انقلاب معرفي كردند
بنظر مي رسد در اين تجربه ي تلخ و بسيار دردناك، هر چند عده ي زيادي براساس تكليف وارد صحنه شدند، اما عده اي ديگر مردود و يا حداقل تجديد شدند كه بايد از اين پس با دقت در موقعيت هاي حساس خود و نظام اسلامي، فقط اخبار را از كانال هاي رسمي نظام، دريافت و نقل كنند.
3- در ميان افراد مخلص و دلسوزي كه در اين ايام، رئيس جمهور را به ولايت پذيري دعوت مي كردند، عناصري نيز ديده مي شدند كه از اين موقعيت بعنوان ابزاري براي تسويه حساب اغراض خود با رئيس جمهور و ترسيم چهره اي نامناسب از نظام مترقي ولايت فقيه استفاده مي كردند و به عبارتي بدنبال تحكيم منافع و جايگاه خود بودند.براي شناسايي اين افراد كافي است تا ميزان تلاش و حضور در صحنه ي دفاع صريح از ولايت آنان طي فتنه ي 88 و در مقابل افراد گردن كلفت ، بررسي شود.واقعا خوب است ببينيم آنجا كه رهبر عزيز انقلاب در اوج فتنه ي 88، نداي (اين عمار) سرداده و از بزرگان مي خواستند مواضع خود را شفاف كنند، برخي از اين مدعيان امروزي ، اين صراحت - تاكيد بر صراحت مي كنيم- را در مقابل عناصرديگر هم داشتنديا به بهانه ي جايگاه و مسئوليت آنها، دوپهلو سخن گفته و توجيه مي كردند؟
4- از همه ي اين مسائل گذشته، فرض مي كنيم كه رئيس جمهور، خداي ناكرده دچار خطايي در مسير ولايت شده بود، آيا الفباي دلسوزي و بصيرت و تقوا و موقعيت شناسي اقتضا نمي كرد كه ابتدا با روش هاي جذب و گفتمان محبت آميز با ايشان روبرو مي شدند تا از عواقب سنگين و خطرناك جدايي رئيس جمهور از نظام، جلوگيري كنند؟آيا مصلحت ايجاب نمي كرد كه براي دفاع منطقي و صحيح از ولايت فقيه، به توصيه ي رهبر عزيز انقلاب، مبني بر دامن نزدن به اين موضوع در رسانه ها و تريبون ها عمل مي كردند؟ آيا شرط تقوا و انصاف آن نبود كه خدمات و زحمات رئيس جمهور در احياي گفتمان انقلاب و امام(ره) ، لحاظ شده و ذكر مي گرديد و فردي كه همواره تواضع خود را نسبت به ولايت و مردم به اثبات رسانده، با بني صدر، مقايسه نمي گرديد؟ آيا جذب حداكثري، شامل موسوي و كروبي وخاتمي و ديگر سران فتنه مي شود، اما شامل دكتر احمدي نژاد نمي شود؟...فاين تذهبون
5- از روز پس از انتخابات سال 88 ، پروژه اي توسط برخي افراد شكست خورده وذي نفوذ كليد زده شد تا فضايي ايجاد گردد كه دكتر احمدي نژاد، حتي چند ماه مانده به پايان رياست جمهوريش، بوسيله ي سؤال يا راي عدم كفايت سياسي و... بركنار شود ،تا در ادامه ي اين مسير، مقام معظم رهبري را بخاطر حمايت هاي بي دريغ از اين دولت مورد سؤال قرار داده و بگويند، ما از همان ابتدا مي دانستيم و مي گفتيم كه احمدي نژاد، عنصري مساله دار است و در ادامه ي اين پروژه، به خيال خام خود، زمينه را براي تضعيف رهبري و انتقام گيري از ايشان آماده كنند. متاسفانه در موضوع اخير، اينطور بنظر مي رسد كه برخي خواص و بزرگان، متوجه ي اين بعد مهم ماجرا و نقشه ي پنهان نبودند.
                                                                                     
6- مسائل چند سال اخير بخوبي روشن كرده كه از اين ماجراها و فتنه ها، در آينده ي نزديك ،قطعا باز هم اتفاق خواهد افتاد. در اين مسير، بايد با افزايش بصيرت و نگاه و فرمانبري مطلق از شاخص ولايت ، آب به آسياب دشمن نريزيم و خادمان انقلاب را مورد هجمه قرار ندهيم و صدالبته وظيفه ي بزرگان و مخصوصا رئيس جمهور محترم نيز آن است تا بهانه به دست دشمنان ندهند و انشاءالله با همان صميميت انقلابي و ولايتمداري خود، بر همگان ثابت كنند كه احمدي نژاد، فرزند ولايت و اسلام است و جان شيرين خود را در راه اسلام و ارزشها، در طبق اخلاص گذاشته است و ديگر ملت ايران، شاهد تكرار چنين صحنه هايي نخواهند بود. انشاءالله
لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 23:31  توسط عبد  | 

السلام علیک یا ذبیح الله

بسم الله الرحمن الرحيم

 قرباني شدن مادون براي مافوق ،

 هدف خدا از خلقت عالم ، غايت زندگي انساني و زيبا ترين رخداد ايماني است.

چراكه نثار جان، نهايت بندگي بنده براي اربابش است.

 

 

ظهر عاشورا بود .

حضرت اباعبدالله الحسين و برادر با وفايش شمشير زنان لشكر كوفه را تا دروازه هاي شهر عقب راندند. چيزي نمانده بود لشكريان پا به فرار بگذارند . ناگهان ندا آمد : حسين جان ما به تو تمام درجاتي كه عهد بسته بوديم از مقام شفاعت و سعادت و ... را مي دهيم ، اين همه فداكاري و شجاعتت براي ما كافي است ديگرلازم نيست كشته شوي كه ما از تو قبول كرديم و تو پيروز اين امتحان شدي.

حضرت فرمود: " مي دانم ،

 ولي من دوست دارم قرباني معشوقم شوم" و شمشيرش را غلاف كرد .

 لشكر كوفه روحيه گرفت

وباز گشت

و ...

حسين(ع) قرباني شد در راه  خدا

واصحاب حسين قرباني شدند در راه امام حسين(ع)

و بسيجيان دهه 60 قرباني شدند در راه امام خميني

و بسيجيان اكنون قرباني مي شوند در راه امام خامنه اي

چراكه:

قرباني شدن مادون براي مافوق ،

 هدف خدا از خلقت عالم ، غايت زندگي انساني و زيبا ترين رخداد ايماني است.

 

السلام عليك يا ابا عبدلله الحسين

و علي الارواح التي حلت بفنائك

لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 23:43  توسط عبد  | 

هو الحق

آقای تنهای ما سید علی حسینی خامنه ای 12آبان89 در جمع دانش آموزان بسیجی فرمودند این فقط شما جوانان بودید که در مقابل فتنه88 ایستادید و آن را برطرف کردید.

سابق بر این نیز شنیده بوذیم که گفته بودید من کسی را ندارم به جز شما جوانان .

همچنین شنیدیم گفتید (که کاش کر بودیم و نمیشنیدیم) که ابعاد پیچیده پشت صحنه فتنه88 سال ها بعد که ممکن اسن من نباشم ،روشن خواهد شد.

آقا جان قطعا خدا شمار را تا ظهور حضرت حجه (عج) حفظ خواهد نمود.

بدون شما دنیا بر سر ما خراب می شود.

حتی تصور آن روز هم برای ما ممکن نیست.

تورا به خدا دیگر با این سخنان دل ما را به آتش نکشید.

خدایا از عمر ما بکاه و بر عمر او بیفزا…

ولی نکته مهم دیگر آن است که مگر ما مرده ایم که پشت پرده فتنه بتواند سالها مخفی بماند. آقا جان مطمئن باش که همان جوانان بسیجی که در کف خیابان ها مظلومانه کتک خوردند و فحش شنیدند و شهید دادند، همانها که سلاحشان فقط یک باتوم بود در مقابل همه ماهواره ها و تجهیزات دشمن، همانها که در نبرد سایبری روی استکبار را کم کردند، همانها که در نه دی و 22 بهمن فتنه را جمع و جور کردند، همانها که به قول شما تنها نیروهای مقاومت کننده در مقابل فتنه گران بودند و شکستشان دادند، همانها نمی گزارند پشت صحنه فتنه و گردانندگان اصلی اش قصر در بروند. ما دستشان را همین الان رو میکنیم برای همه. مگر ما مرده ایم که مردم بعدها بخواهند بفهمند که پشت سر فتنه پیچیده سال88 چه کسانی صحنه گردانی می کردند.ما که میدانیم چرا شمابا برخی راه آمدید و سعی کردید بعضی ها را جذب جبهه خودی کنید. چرا مردم ندانند.اگرچه صدا و سیمای ما دارد به بهانه وحدت روکش مالی می کند کارهای همه کسانی که در فتنه 88 نقش داشتند ولی ما که نمرده ایم آقا.

نگران نباش آقا تا ما را داری غم به دلت راه نده

آنچنان غمی بر دل دشمنانت بیندازیم که غمباد کنند.

وایسند و تماشا کنند که هیچ چیز جلودار سربازان حضرت ماه نیست.

به زودی دنیاتان را روی سرتان خراب می کنیم ای سربازان خراب شیطان چرا که ما خراب روی ماه حضرت ماهیم.

منتظر باشید…

لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 2:24  توسط عبد  | 

حضرت خورشید

اینجا زمین است و تاریک

راه سعادت انسانی شده باریک

بیش از هزار سال بدون رویت خورشید.

همه چشمها به آسمان دوخته شده منتظر طلوع حضرت خورشید.

ماه و ستارگانش چند سالی است می گویند که اکنون فجر است ، دل شیطان و بندگانش در زجر است.

طلوع نزدیک است وبوی یار می آید ، صدای قدم های آن تکسوار می آید.

.......

الهم عجل لولیک الفرج

لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 23:36  توسط عبد  | 

فروشگاه


:::: عناوین آخرین مطالب وبلاگ ::::
All Rights Reserved 2010 © ghete45.Blogfa.Com