با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ ::قطعه چهل و پنج:: خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد. استفاده از مطالب این وبلاگ با درج منبع آن مجاز است
::
مهر 1390
::
شهریور 1390
::
مرداد 1390
::
تیر 1390
::
اردیبهشت 1390
::
آذر 1389
::
آبان 1389
::
مهر 1389
بسم الله الرحمن الرحيم
اَللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرجَ والعافیه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خیر اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه
تبليغات
فارس به نقل از اندیشمند روس: خوشا به حال کشوری که رییس جمهورش احمدی نژاد است!
گفتا که منحرف گشت، از خط راست محمود...
احمدی نژاد اولین خاکریز
|
تحلیلی از استاد طاهر زاده |
|
بسمه تعالی
علیکم السلام باسمه تعالی
3- بنا به فرمایش آیتالله حائری شیرازی در روز سهشنبه 5/5/90 در جمع دانشجویان «طرحِ ولایت» در دانشگاه اصفهان «از روح سخنان رهبری هرگز موضوع ضد ولایت فقیهبودن آقای احمدینژاد بر نمیآید. این یک نقشه است که با خطاکار جلوهدادن آقای احمدینژاد، رهبری را زیر سؤال ببرند، که از اول احمدینژاد خطاکار بود و رهبر اشتباه کرده که او را تأیید کرده، پس رهبری نمیتواند ادامهی کار بدهد» بر همین اساس میخواهم عرض کنم آلودهترین اتهام به آقای احمدینژاد ضد ولایت فقیهبودن ایشان است. به گفتهی آقای احمدینژاد: «هدف آنها این است که خاکریز را بزنند و بعد از ریختن خاکریز به سراغ حضرت آقا بروند ولی بنده کوتاه نخواهم آمد چون اینجا بحث احمدینژاد نیست بلکه هدف نهایی آنها، خود آقا است».(سایت آفتاب نیوز، شنبه 10 اردیبهشت 90)
5- از نوع شایعههایی که نسبت به آقای احمدینژاد پراکنده میشود و از دروغبودن آن میتوان متوجه شد که جریان تخریب دولت به بهانهی آقای مشایی شدیداً سیاسی است و اصولگرایی حزبی بنا دارد او را به عنوان یک رقیب سیاسی از صحنهی سیاسی کشور خارج کند. اصولگرایی حزبی با نفوذی که در بین مذهبیها دارد کار خود را ادامه میدهد و آنقدر در این مورد صورت حق به جانب و مذهبیبودن به خود میگیرد که شخص محترمی مثل آیتالله نمازی امام جمعهی کاشان با این تصور که آنچه توسط افرادِ به ظاهر موثق گفته میشود قابل اعتماد است، ایشان در درس خود به استناد آن اخبار، سخنی را مطرح کردند که دفتر مقام معظم رهبری و سپاه پاسداران مجبور شدند آن را تکذیب کنند. حال حساب کنید بقیهی مذهبیهای ما در چه شرایطی قرار دارند که هیچ احتیاطی در پذیرش شایعات و نقل آنها ندارند. 6- جریان اصولگرایی حزبی به امید طرح همین شایعات و همهگیرکردن آنها و پذیرش آن شایعات توسط حزب الله، موضوع قانونگریزی دولت را و موضوع عدم تمکین رئیس جمهور از رهبری در مورد آقای مشایی را مطرح کردند و آنقدر تکرار نمودند تا در اذهان عمومی جایگیر شود در حالیکه هیچ موردی اثبات نشده که دولت به طور مشخص قانونی را زیر پا گذارده. در موردی که اشاره کردهاید شکل قانون طوری است که جایی برای عملی که رئیس جمهور انجام دادند گذارده بود و تا حال هم پیش نیامده بود تا لازم باشد از شورای نگهبان استفسار کنند. دولت معتقد بود از آنجایی که قانون این حق را به رئیس جمهور میدهد تا برای مدت سه ماه برای وزارتخانهای سرپرست تعیین کند، پس شخص رئیس دولت خودش میتواند سرپرستی وزراتخانهای را به عهده گیرد و بعد هم که شورای نگهبان مشخص نمود برداشت آنها از قانون آن است که باید دولت سرپرست تعیین کند و شخص رئیس دولت خودش نمیتواند سرپرست باشد، آقای رئیس جمهور سرپرست تعیین کردند. اگر تمام مواردی را که تحت عنوان قانونگریزی دولت مطرح شده درست کالبدشکافی کنید ملاحظه میفرمایید پشت قضایای اتهام قانونگریزی انگیزهی سیاسی نهفته است و ای کاش فرصت بود تا یکیک موضوعات تبیین میگشت تا معلوم شود بیانصافی از حدّ گذشته است و جریان اصولگرایی حزبیِ مجلس و اصلاحطلبان مجلس دست در دست هم دادهاند تا ارادهای را تخریب کند که میخواهد انقلاب را از فضایی که آقای هاشمی و خاتمی پیش آوردهاند برهاند حتماً میدانید که بعد از عدم رأی اعتماد به وزارت آقای سجادی به عنوان وزیر ورزش بعضی از نمایندگان دیداری با مقام معظم رهبری داشتند. حضرت آقا فرمودند: حادثهی مجلس، مرا ناراحت کرد، من به خدا پناه میبرم، صریح و روشن در این جلسه به رئیس جمهور اهانت شد؛ بالاخره ایشان نفر دوم کشور است، سابقه نداشته است. این یک ظلم است. مجلسی که عصارهی فضائل ملت است، باید اینطور رئیس جمهور مملکت را هو کنند؟ این چه عصارهی فضائلی است؟! بعد اشاره فرمودند: قبلاً هم چند بار به آقای لاریجانی تذکر دادهام که نگذارید رابطهی مجلس و دولت به تنش کشیده بشود... آقای لاریجانی و هیئت رئیسه مقصر این قضایا هستند... مخالفت با مسئولان عیب ندارد. دو نوع است: منطقی و مثبت، یک روش آن است که بیایید نظر کارشناسی خود را بدهید و رد بکنید؛ نوع دوم آن، کینهجویانه است – که در اینجا تعریضی به آقای توکلی داشتند که – آقای توکلی! انتقادهای شما از نوع دوم و کینهجویانه است. بعد، استیضاح آقای صالحی را مثال میزنند و به آقای توکلی انتقاد میکنند، بعد به آقای لاریجانی میفرمایند: آقای لاریجانی! این بساط هوچیگری را در مجلس جمع کنید. آقای حسینیان نمایندهی شیراز در سخنرانی خود در شیراز این جمله را اضافه میکند که« من رهبری را هیچ وقت به این ناراحتی ندیده بودم ایشان فرمودند:مجلس رذالت نشان داد.».
8- اگر موضوع طرح جریان انحرافی را دنبال کنید بهتر متوجه میشوید موضوع سیاسی است چون بالاخره معلوم نشد انحراف این جریان ساختگی، مالی است یا سیاسی و یا عقیدتی و یا امنیتی. آقای دکتر عبدالرضا داوری (معاون سابق خبر سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي ) میگفتند من خودم ازآقای مشایی شنیدم که گفت: من 15 سال پیش در یک جلسهای بودم که بعد فهمیدم یکی از حاضران آن جلسه عباس غفاری مشهور بوده که میگویند جنگیر و رمّال است و گفته بود من اصلاً آقای یعقوبی را که میگویند استاد بنده است در پیشگوییها، نمیشناسم. وقتی سوء ظن بنده در سیاسیبودن جریان طرح جریان انحرافی بیشتر شد که فیلمی از سخنان آقای مشایی پخش کردند که آقای مشایی در آن میگوید: دورهی اسلام مثل دورهی اسب تمام شده. به صورتی منقطع و درست با گفتن همین جمله شروع میشود،تا کسی در فضای قبلی صحبت قرار نگیرد در حالیکه جهت قضاوت بینندگان شایسته بود لااقل چند دقیقه قبل از آن جمله در معرض دید بینندگان قرار گیرد تا بتوانند درست قضاوت کنند. این ها همه سخن آفای احمدی نژاد را تایید می کند که می فرمایند «این اتهامات و پرونده ها سیاسی است»
استاد طاهر زاده منبع:(به همراه آشنایی با استاد طاهر زاده) |
آیت الله حائری شیرازی حفظه لله:
یک توصیه تاریخی و قابل تامل از نائب امام زمان (عج):
من یك بار در یك صحبتى، صبر امام حسین (علیه السّلام) را تشریح كردم. صبرش فقط این نبود كه بر تشنگى صبر كند، بر كشته شدن یاران صبر كند؛ اینها صبرِ آسان است.
صبرِ سختتر این است كه
دیگران،
افراد صاحب نفوذ،
افراد آگاه،
افراد محترم هى بگویند آقا نكنید،
این كار غلط است،
این كار خطرناك است.
هى ایجاد تردید كنند.
كىها؟
افرادى مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبیر، عبدالله عباس؛ این شخصیتهاى برجستهى بزرگ آن روز دنیا،
آقازادههاى مهم اسلام،
اینها هى بگویند نكن این كار را.
*بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران...13تیرماه90*
جرياني خطرناك تر از فتنه88 يا فقط اختلاف نظر و سليقه!
- تعجب می کنی از اینکه الف و جهان و تابناک، مطلبی تحلیلی بر سخنان رهبری در 13/4/90 منتشر نمی کنند، کیهان از بین آن همه سخنان مهم، تیتری خنثی را انتخاب می کند و در همه 3 روز بعد از این سخنان در هفته گذشته، هیچ نکته و یادداشتی نمی نویسد. و البته رجانیوز به طائب و ذوالنور هشدار دلسوزانه می دهد، اما بر اصل سخنان رهبری تحلیلی منتشر نمی کند که بالاخره منظور رهبری از کسانی که حرف غلط می زنند اما مقابل نظام نایستاده اند، چه کسانی است؟ و رهبری کدام برخورد غلط را دارند نقد می کنند؟
- چرا تقریباً همه(از جمله امامان جمعه قم و تهران در خطبه های امروز) از عنوان کلی پرهیز از اختلافات سخن می گویند، اما به این فراز سخنان رهبری مبنی بر « لزوم تفكیك میان اختلاف نظر با ایستادگی یك جریان در مقابل نظام» هیچ اشاره ای نمی شود؟
مواضع مقام معظم رهبری در 13 تیر در دیدار با فرماندهان سپاه و قبل تر از آن در در 14 خرداد و 6 تیر، واجد نکاتی دقیق، مهم و روشنگر و فصل الخطاب گونه درباره بعضی مباحث جاری کشور در زمینه جریان انحرافی است. اگر تا دیروز شخصیت حقوقی یا حقیقی افراد مختلف دینی و سیاسی مانع از آن می شد که با قاطعیت قضاوتی کرد، اما بیانات رهبری تکلیف را روشن کرده است و این بار مصادیقی دیگر در میدانی از جنس دیگر برای آزمون میزان ولایتمداری به وجود آمده است تا روشن گردد که آزمون ولایتمداری تنها برای عده ای خاص نیست.
موضوع بحث، تبرّی احمدی نژاد و مشایی و دیگران از ضعف و نقص و انتقاد و فکر و حرف و شیوه غلط نیست، بلکه سخن این است که چندین ماه است که بر موضوعی به نام «جریان انحرافی» مانور داده می شود که این جریان با انحرافی عمیق در مقابل نظام و انقلاب و اسلام و رهبری ایستاده است. اما دقت در بیانات اخیر مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان سپاه در 13/4/90، نشان می دهد که تشخیص و نگاه ایشان بسیار متفاوت با نگاه غالب در فضای تبلیغاتی و رسانه ای و سخنوری و منبری جامعه است.
بیانات ایشان به صراحت نشان می دهد که آنچه را یک عده ای «جریان»، و «انحراف»، و «ایستادگی» این جریان انحرافی در مقابل نظام و انقلاب و رهبری تعبیر می کنند و آن را همسنگ و همراه و چه بسا خطرناک تر از فتنه 88 می دانند و به تبع آن باید همه جا این انحراف و این ایستادگی را بازگو و روشنگری کرد، و همه باید موضع بگیرند و ... ، اما ایشان معتقدند که نه جریان است و نه ایستادگی و براندازی، بلکه « اختلاف نظر یا سليقه، یا عقيده»ای است که یک طرف این اختلاف ممکن است «حرف غلط»ی زده باشد:
« يك وقت هست كه يك جريانى در مقابل انقلاب مىآيد قد علم ميكند به قصد كوبيدن انقلاب، خب، وظيفهى هر كسى است كه دفاع كند. انقلاب از خودش دفاع ميكند، مثل هر موجود زندهى ديگرى. اين انقلاب زنده است؛ لذا از خودش دفاع ميكند، غالب هم ميشود، پيروز هم ميشود، برو برگرد هم ندارد؛ كمااينكه در سال 88 ديديد اين كار اتفاق افتاد.
يك وقت نه، قضيه، قضيهى ايستادگى در مقابل يك حركت براندازانه و اينچنين نيست؛ اختلاف نظر، اختلاف سليقه، اختلاف عقيده احياناً است. اينها را بايستى هرچه ممكن است فرو كاست. اينجور چيزها را هرچه ممكن است بايد كم كرد. مشتعل كردن اين اختلاف نظرها مضر است.» (دیدار با فرماندهان سپاه-13/4/90)
و بحث انحراف عمیق هم مطرح نیست، بلکه اگر «حرف غلط»ی هم در بین این اختلاف عقیده ها وجود دارد، باید در مورد آن تبیین و روشنگری کرد، اما از راه و شیوه خودش:
« يك مسئله اين است كه اگر يك كسى يك حرف غلطى زد، آيا كسى بايد به او جواب بدهد يا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شيوهى خودش را دارد، راه خودش را دارد، كار خاص خودش است. يك وقت هست كه حالا كه كسى يك حرف غلطى زد، ما بيائيم مثلاً صدجا اين حرف غلط را تابلو كنيم، شعار كنيم كه آقا، فلانى اين حرف غلط را زد، تا همه بدانند. اين است كه اشتباه است، خطاست. من با حركت روشنگرانه از سوى هر كسى، از سوى هر نهادى، هيچ مخالفتى ندارم، بلكه علاقهمندم و معتقدم به مسئلهى تبيين. اما اين معنايش اين نيست كه ما به اختلافات درونى، هى دامن بزنيم. مراقب باشيد. اين را همه بايد مراقب باشند؛ در جريانهاى سياسى، در جريانهاى گوناگون فكرى و سليقهاى مطلقاً مشتعل كردن فضا مناسب نيست.» (دیدار با فرماندهان سپاه-13/4/90)
سیاق جملات و کلمات به وضوح نشان می دهد که منظور ایشان از اختلافات، فقط اختلاف بین قوا در عرصه اجرا نیست، بلکه موضوع بحث دقیقاً ناظر به مباحث «نظر» و «عقیده» و «حرف غلط» است:
« حركت، حركت متين، مستدل و مستند باشد. اگر كسانى اختلافنظرهائى دارند، با استدلال بيان كنند. عرض كردم، من معتقد به تبيين هستم. كار انقلاب از اساس با تبيين، روشنگرى، بيان منطقى، مستدل و دور از هو و جنجال بود. اگر هو و جنجال وارد شد، حرف منطقى را هم خراب خواهد كرد. ممكن است چهار نفر جذب شوند، اما چهار نفر آدم هوشمندتر دفع ميشوند.» (دیدار با فرماندهان سپاه-13/4/90)
و البته اگر بر رفتار و عمل و حرفی، عنوان مجرمانه ای صدق کند، دستگاههای مسوول باید آن را پیگیری کنند، نه هر کسی برای خودش بازپرس و دادستان و قاضی بشود:
« اگر به نام انقلابيگرى، به نام عدالتخواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به كسانى كه از لحاظ فكرى با ما مخالفند، اما ميدانيم كه به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت كرديم، آنها را مورد ايذاء و آزار قرار داديم، از خط امام منحرف شدهايم.
در كشور آراء و عقايد مختلفى وجود دارد. اگر چنانچه يك عنوان مجرمانهاى بر يك حركتى، بر يك حرفى منطبق شود، اين عنوان مجرمانه البته قابل تعقيب است؛ دستگاههاى موظف بايد تعقيب كنند و ميكنند؛ اما اگر عنوان مجرمانهاى نباشد، كسى است كه نميخواهد براندازى كند، نميخواهد خيانت كند، نميخواهد دستور دشمن را در كشور اجرا كند، اما با سليقهى سياسى ما، با مذاق سياسى ما مخالف است، ما نميتوانيم امنيت را از او دريغ بداريم، عدالت را دريغ بداريم؛ «و لايجرمنّكم شنئان قوم على الّا تعدلوا».
قرآن به ما دستور ميدهد و ميگويد: مخالفت شما با يك قومى، موجب نشود كه عدالت را فرو بگذاريد و فراموش كنيد. «اعدلوا»؛ حتّى در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهيد. «هو اقرب للتّقوى»؛(مائده: 8) اين عدالت، نزديكتر به تقواست. مبادا خيال كنيد تقوا اين است كه انسان مخالف خودش را زير پا له كند؛ نه، عدالت ورزيدن با تقوا موافق است. همه هوشيار باشيم، همه بيدار باشيم.»(سالگرد ارتحال امام-14/3/90)
و اضافه کنید به سخنان بالا، هشدارها و مواضع اخیر ایشان در باب نام بردن از متهمان و مجرمان:
« صرف متهم شدن كه جرم نيست. به هر كسى ممكن است يك اتهامى وارد شود. تا وقتى كه از طريق قانونى جرم ثابت نشده است، نه در خود قوه، نه در بيرون قوه، نه در تريبونها و منبرهاى رسمى، نه در وسائل ارتباط جمعى، كسى حق ندارد آبروى يك مسلمانى را ببرد؛ اين بسيار مسئلهى مهمى است. تا وقتى جرمى ثابت نشده است، قطعاً نبايستى كسى را در معرض قرار داد؛ در معرض اتهام هم نبايد قرار داد؛ چون وقتى گفتيد متهم است، افكار عمومى تفكيك نميكند بين متهمى كه هيچ گناهى نكرده است، با آن كسى كه شواهدى بر گناه او وجود دارد. حتّى بعد از اثبات جرم هم چه لزومى دارد؟ عرض كردم، مگر يك موارد خاص؛ «و ليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين».(نور: 2) چند موردِ اينجورى داريم.
چه لزومى دارد ما اسم او را در روزنامهها منتشر كنيم تا بچهى اين آدم كه دارد مدرسه ميرود، ديگر رويش نشود مدرسه برود؟ چه اشكال دارد كه اين مدتِ زندانش را بگذراند، بيايد بيرون، خودش و خانوادهاش زندگى عادىشان را ادامه دهند؟ خب، جرمى كرد، مجازات شد، تمام شد ديگر. بايد حتماً آبروريزى بشود؟»(دیدار با مسوولان قضایی-6/4/90)
آنانی که معتقدند این نگاه به بیانات رهبری اشتباه است، پس:
- سخنان رهبری با این صراحت، ناظر به کدام بحث است که در آن باید «بخصوص سپاه مراقب باشد» که مانند دیگر «دستگاههای انقلاب»، «سرشان گرمِ كارهاى غيرمفيد و احياناً مضر در اين حركت پيشرونده نشود»؟
- رهبری «مشتعل کردن فضا» در کدام «جریانهای فکری و سلیقه ای» را نهی می کنند؟
- چرا رهبری «اختلاف نظر و سلیقه و عقیده» را با جریان فتنه 88 که مقابل نظام ایستاد، مقایسه می کنند؟
- چرا بلافاصله درباره چگونگی «تبیین و روشنگری پیرامون یک حرف غلط» صحبت می کنند؟
- در کدام قضیه به جای «بيان منطقى و مستدل»، «هو و جنجال» وارد مباحث شده است؟
- منظور رهبری از کسانی که حرف غلط می زنند، اما مقابل نظام نایستاده اند، چه کسانی است؟
سخن در این است: آنجا که رهبری اعلام موضع می کنند، تشخیص ایشان بر تشخیص هر فرد دیگری اولویت دارد. هر شخصیت حقوقی یا حقیقی دیگری که باشند، منصوب و نماینده ایشان باشند یا خیر، رهبری از آنها تقدیر و تعریف کرده باشند یا خیر، مهم نیست، زیرا تنها تشخیص و نظر صریح رهبری است که حجیت دارد. و دلیل آن هم بحث مفصلی دارد که مجال دیگری می طلبد، اما همین بس که ایشان رهبر و ولی جامعه هستند، و به این دلیل بعنوان ولی فقیه انتخاب شده اند و باقی مانده اند که از دیگران کمتر اشتباه می کرده اند، بصیرت و مدیریت و تدبیر و احاطه و ... ایشان از دیگران بیشتر بوده و هست. پس آنجا که اوضاع روشن نیست، اطلاعات کم است، فضا غبارآلود است، حرف او است که باید فصل الخطاب باشد.
البته این حرف، به این معنا نیست که هیچ کس نمی تواند اظهار نظر کند، بلکه همه می توانند در چارچوب اصول عقلی و شرعی، بحث و استدلال کنند و هر کسی می تواند نظری برای خودش داشته باشد، اما آنجا که نوبت به عرصه عمل می رسد و باید مبنایی برای یک موضع گیری عمومی و یک حرکت مشترک وجود داشته باشد، واضح است که یک نظر باید مبنا و معیار قرار گیرد.
یک عده ای هم بحث مصلحت اندیشی را مطرح نکنند. چرا که رهبری به صراحت اعلام کرده اند یا در موضوعی سکوت می کنند و یا اگر موضعی بگیرند، این موضع با آنچه در دل است و پشت پرده است، مغایرتی ندارد:
« ميگويند آيا ما هم بايد مثل رهبرى موضع بگيريم يا نه؟ خوب، رهبرى يك تكليفى دارد، ما يك تكليف ديگر داريم. ببينيد، نبادا كسى تصور كند كه رهبرى يك نظرى دارد كه برخلاف آنچه كه به عنوان نظر رسمى مطرح ميشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصين، آن نظر را منتقل ميكند كه اجراء كنند؛ مطلقاً چنين چيزى نيست. اگر كسى چنين تصور كند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه كبيرهاى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همينى است كه صريحاً اعلام ميشود؛»(دیدار با دانشجویان-31/5/89)
و امروز عرصه ای دیگر برای آزمون ولایتمداری وجود دارد. گمان بعضی این است که این آزمونها برای کارگزاران نظام است و برای من وبلاگ نویس و سایت گردان و روزنامه نگار و سخنران و منبری و امام جمعه و نماینده مجلس و فعال سیاسی و دانشجو و استاد و طلبه و...، آزمونی وجود ندارد. و اگر امروز من تشخیص خودم را بر تشخیص رهبری ترجیح بدهم و نتوانم فلان خبر و شایعه و اتهام اثبات نشده را منتشر نکنم و نسبت ندهم و پیامک نفرستم، فردا که قدرت و اختیاری پیدا کنم چه می شوم؟
البته مصادیق این تفاوت های بزرگ و مهم میان جریان تبلیغاتی کشور با مواضع رهبری بسیار است که در یادداشتی دیگر به آن پرداخته می شود. (این مطلب، می تواند قسمتی از حرفها را بگوید)
(نقل از وبلاگdaheye4.blogfa.com)
نظام مقتدر است و احمدي نژاد،سرباز ولايت وخادم ملت
السلام علیک یا ذبیح الله
بسم الله الرحمن الرحيم
قرباني شدن مادون براي مافوق ،
هدف خدا از خلقت عالم ، غايت زندگي انساني و زيبا ترين رخداد ايماني است.
چراكه نثار جان، نهايت بندگي بنده براي اربابش است.
ظهر عاشورا بود .
حضرت اباعبدالله الحسين و برادر با وفايش شمشير زنان لشكر كوفه را تا دروازه هاي شهر عقب راندند. چيزي نمانده بود لشكريان پا به فرار بگذارند . ناگهان ندا آمد : حسين جان ما به تو تمام درجاتي كه عهد بسته بوديم از مقام شفاعت و سعادت و ... را مي دهيم ، اين همه فداكاري و شجاعتت براي ما كافي است ديگرلازم نيست كشته شوي كه ما از تو قبول كرديم و تو پيروز اين امتحان شدي.
حضرت فرمود: " مي دانم ،
ولي من دوست دارم قرباني معشوقم شوم" و شمشيرش را غلاف كرد .
لشكر كوفه روحيه گرفت
وباز گشت
و ...
حسين(ع) قرباني شد در راه خدا
واصحاب حسين قرباني شدند در راه امام حسين(ع)
و بسيجيان دهه 60 قرباني شدند در راه امام خميني
و بسيجيان اكنون قرباني مي شوند در راه امام خامنه اي
چراكه:
قرباني شدن مادون براي مافوق ،
هدف خدا از خلقت عالم ، غايت زندگي انساني و زيبا ترين رخداد ايماني است.
السلام عليك يا ابا عبدلله الحسين
و علي الارواح التي حلت بفنائك
هو الحق
آقای تنهای ما سید علی حسینی خامنه ای 12آبان89 در جمع دانش آموزان بسیجی فرمودند این فقط شما جوانان بودید که در مقابل فتنه88 ایستادید و آن را برطرف کردید.
سابق بر این نیز شنیده بوذیم که گفته بودید من کسی را ندارم به جز شما جوانان .
همچنین شنیدیم گفتید (که کاش کر بودیم و نمیشنیدیم) که ابعاد پیچیده پشت صحنه فتنه88 سال ها بعد که ممکن اسن من نباشم ،روشن خواهد شد.
آقا جان قطعا خدا شمار را تا ظهور حضرت حجه (عج) حفظ خواهد نمود.
بدون شما دنیا بر سر ما خراب می شود.
حتی تصور آن روز هم برای ما ممکن نیست.
تورا به خدا دیگر با این سخنان دل ما را به آتش نکشید.
خدایا از عمر ما بکاه و بر عمر او بیفزا…
ولی نکته مهم دیگر آن است که مگر ما مرده ایم که پشت پرده فتنه بتواند سالها مخفی بماند. آقا جان مطمئن باش که همان جوانان بسیجی که در کف خیابان ها مظلومانه کتک خوردند و فحش شنیدند و شهید دادند، همانها که سلاحشان فقط یک باتوم بود در مقابل همه ماهواره ها و تجهیزات دشمن، همانها که در نبرد سایبری روی استکبار را کم کردند، همانها که در نه دی و 22 بهمن فتنه را جمع و جور کردند، همانها که به قول شما تنها نیروهای مقاومت کننده در مقابل فتنه گران بودند و شکستشان دادند، همانها نمی گزارند پشت صحنه فتنه و گردانندگان اصلی اش قصر در بروند. ما دستشان را همین الان رو میکنیم برای همه. مگر ما مرده ایم که مردم بعدها بخواهند بفهمند که پشت سر فتنه پیچیده سال88 چه کسانی صحنه گردانی می کردند.ما که میدانیم چرا شمابا برخی راه آمدید و سعی کردید بعضی ها را جذب جبهه خودی کنید. چرا مردم ندانند.اگرچه صدا و سیمای ما دارد به بهانه وحدت روکش مالی می کند کارهای همه کسانی که در فتنه 88 نقش داشتند ولی ما که نمرده ایم آقا.
نگران نباش آقا تا ما را داری غم به دلت راه نده
آنچنان غمی بر دل دشمنانت بیندازیم که غمباد کنند.
وایسند و تماشا کنند که هیچ چیز جلودار سربازان حضرت ماه نیست.
به زودی دنیاتان را روی سرتان خراب می کنیم ای سربازان خراب شیطان چرا که ما خراب روی ماه حضرت ماهیم.
منتظر باشید…
حضرت خورشید
اینجا زمین است و تاریک
راه سعادت انسانی شده باریک
بیش از هزار سال بدون رویت خورشید.
همه چشمها به آسمان دوخته شده منتظر طلوع حضرت خورشید.
ماه و ستارگانش چند سالی است می گویند که اکنون فجر است ، دل شیطان و بندگانش در زجر است.
طلوع نزدیک است وبوی یار می آید ، صدای قدم های آن تکسوار می آید.
.......
الهم عجل لولیک الفرج
فروشگاه